سيد جلال الدين آشتيانى

353

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

است . عالم شهادت و دنيا ، مظهر اسم ظاهر مطلق است . و باعتبار آنكه عالم شهادت ، آخرين مرتبهء تنزل وجود و قوس صعود است ، به اعتبارى مظهر اسم آخر است ، ولى مظهر اسم آخر مطلق ، عالم آخرت و عالم حشر موجوداتست . جامع جميع عوالم وجودى و مراتب كونيه و حضرات خمس الهيه ، انسان كامل ختمى محمدى است ، كه نسبت بجميع عوالم حكومت دارد . و در فصول بعدى بيان خواهد شد كه حقيقت ولايت كليه ، حاكم بر جميع اسماء است و عين ثابت كمّل ، سمت سيادت بجميع اعيان ثابتهء ممكنات دارد ، بلكه مقام واحديت ، ناشى از تجلى حق در عين ثابت حقيقت محمديه « ص » است . عالم مثال ، مظهر اسم مركب و ممتزج از اسم ظاهر و باطن است . چون باعتبار تجرد از ماده در باطن وجود است ، و باعتبار تجسم و تنزل از مقام مجردات صرفه و تشكل و تقدر ، بعالم شهادت مطلقه شباهت دارد . اجناس عاليه ، كه داراى سعه و حيطهء مفهومى و شمول خارجى مىباشند ، مظاهر امّهات اسماء كليه‌اند ، چون اسماء كليه نيز حكومت بر ساير اسماء دارند و اسمائى كه تحت حيطهء اسماء كليه‌اند ، حاكم بر اجناس متوسطه‌اند و اجناس سافله ، مظاهر اسمائى هستند كه بحسب احاطهء ظهورى محدودند و محكوم به حكم اسمائى هستند كه بر اجناس متوسطه حاكمند ، و باعتبار سعهء حكم ، محدودند . انواع حقيقيه ، مظاهر اسمائىاند كه محكوم به حكم اسماء حاكم بر انواع اضافيه مىباشند . در مباحث بعدى ، كيفيت حكومت و تجلى اسماء را بر اعيان بيان خواهيم نمود . همان‌طورىكه از حكومت اسماء بر اعيان ، حقايق خارجيه حصول پيدا مىنمايند ، از امتزاج اسما با يكديگر اسمائى توليد مىشوند ، و از امتزاج اسماء ، اسماء غير متناهيه توليد مىگردند . و تناكح بين اسماء و امتزاج اسماء با يكديگر در كتب مفصل تصوف ، داراى بابى مستقل و فصلى مجزا است . و حصول اسماء نامتناهى ، مبدا تحقق و ظهور مظاهر غير متناهى است . حقيقت وجود حق باعتبار صرافت تناهى ندارد ، و حق تعالى جواد مطلق و مبدا ظهورات غير متناهى است ، و فيض وجود ، تناهى ندارد .